من زنده ام

من زنده ام

من زنده ام

خاطرات دوران اسارت خانم معصومه آباد

من زنده ام روایت متفاوتی از جنگ و دوران اسارت از زبان یک بانوی مسلمان ایرانی است. هر چند به نظر می رسد به طور کلی در مورد بحث اسارت و سرگذشت آزادگان عزیز کم کار شده است اما در مورد حضور بانوان در جنگ و به خصوص اسارت و آزادگی ایشان به طور خاص، فقر محتوا بسیار بیشتر احساس می شود. جنگ و اسارت برای مردان هم سخت و طاقت فرساست چه برسه به زنان.

کتاب من زنده ام زندگی نامه خانم معصومه آباد از ابتدای تولد تا حضور در جنگ و سپس اسارت در دست حزب بعث را به قلم ایشان روایت می کند. خاطراتی بسیار دردناک از سختی های طاقت فرسای دوران اسارت. خاطراتی از مجاهدت ها و صبر و استقامت رزمندگان ایرانی در دوران اسارت. خانم آباد به همراه سه بانوی ایرانی دیگر بیش از ۴۰ ماه در سلول های مخوف زندان های حزب بعث اسیر بوده اند. صبر، استقامت، حیا و عفاف این ۴ بانو در دوران اسارت چیزی شبیه به معجزه الهی است.

مقام معظم رهبری در تقریظشان بر این کتاب نوشتند: «کتاب را با احساس دوگانه‌ اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده‌ی اشک، خواندم… این نیز از نوشته‌هائی است که ترجمه‌اش لازم است…»

برشی از متن کتاب:

حاج آقا گفت: به من اطمینان کنید، من برادر شما هستم و از روی شما به خاطر همه ستم هایی که بر شما رفته شرمنده و خجالت زده هستم.

گفتیم: به عصمت مادرتان زهراسلام الله علیها فقط خدا به ما رحم کرده است. مثل لقمه ای در دهان گرگ می چرخیدیم اما گرگ می ترسید لقمه را زمین بگذارد مبادا سهم گرگ دیگری شود.

سید بزرگوار دوباره اشک ریخت اما این بار با هق هق.

برای خرید این کتاب به فروشگاه مراجعه کنید .

 

نوشتن دیدگاه

You have to agree to the comment policy.

شما ممکن است از این برچسب ها و خصوصیات HTML استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>