خودت باش دختر

خودت باش دختر

خودت باش دختر

در صفحه ۱۴۰ کتاب خودت باش دختر می‌خوانیم:

اگر کرم ابریشم بخواهد تا ابد کرم ابریشم بماند، اگر به این نتیجه برسد که آشوب و دردسرهاى تبدیل شدنش خارج از توان تحملش است، هرگز نخواهد فهمید که مى‌توانسته تبدیل به چه موجودى بشود. به نظر شما هم این تغییر کلى در زندگى‌اش دردناک نیست؟ فکر نمى‌کنید ترسناک و دشوار است؟ البته که هست. اما اگر او با ترسش مقابله نمى‌کرد، اگر اجازه نمى‌داد تغییرات او را به آن کسى که واقعا هست تبدیل کند، ما هرگز نمى‌فهمیدیم او چه موجود زیبایى است و خودش هم هرگز نمى‌فهمید که مى‌تواند پرواز کند.

کتاب خودت باش دختر

ریچل هالیس یک زنِ خودساخته است. نه اینکه سختى به خود ندیده باشد، که هرچه سختى بیشترى از سربگذرانى سخت‌تر مى‌شوى. وقتى سرى به صفحه اینستاگرامش میزنى (صفحه اینستاگرام ریچل هالیس) از این همه شور و نشاط به وجد مى‌آیى اما این همه مطلب نیست. انسانى که مى‌تواند اینگونه شاد و پرنشاط باشد قطعا مشکلات بسیارى را از سر گذرانده و گره‌هاى بسیارى را گشوده تا توانسته طلوع دوباره خورشید را به چشم ببیند.

ریچل از دوران سخت کودکى و نوجوانى‌اش به شما مى‌گوید. از پدرى کشیش که گرچه دکتراى فلسفه داشته اما نتوانسته به درستى براى آن‌ها پدرى کند. از برادرى مى‌گوید که خودکشى کرد و بنیان‌هاى خانواده که هر لحظه بیم فروپاشى آن مى‌رفت.

همانطور که مى‌بینید این یک زندگى آرام و به دور از دغدغه نیست. تلاطم دریاى خروشان زندگى مى‌توانست ریچل را با خود به درون آب ببرد ولى او خواست که دوباره به زندگى بازگردد و این بار خواستن توانستن بود. البته نه به بهایى اندک! او در کتابش تاکید مى‌کند که بارها زمین خورده و دوباره بلند شده، مى‌دانید چطور توانسته؟

از همه چیز صحبت مى‌کنم: کشمکش‌هاى ازدواجم، افسردگى پس از زایمان و احساس‌هایى مثل حسادت، ترس، خشم، احساس زشت بودن، بى‌ارزش بودن و دوست داشتنى نبودن. (خودت باش دختر – صفحه ۹)

ریچل هالیس در این کتاب از رازهاى موفقیتش به عنوان یک زن، یک مادر شاغل، کارآفرین، ورزشکار و نویسنده مى‌گوید. راز موفقیت او در پذیرش واقعیاتى بود که همه ما درباره‌شان به خودمان دروغ مى‌گوییم. او در کتابش درباره بیست دروغى مى‌گوید که زندگى‌هاى ما را در هم مى‌پیچد و افکارى غیر منطقى راجع به خودمان و اطرافیان به خورد مغزمان مى‌دهد.

«من مادر خوبى نیستم.»
«الان باید جلوتر از اینها مى بودم.»
«وزنم بیانگر شخصیتم است.»
«من به اندازه ى کافى خوب نیستم.»
«از فردا شروع مى کنم.»

پشت جلد کتاب خودت باش دختر آمده است:

تا به‌ حال این فکر به‌ سرتان زده که آن‌ قدرها هم که باید خوب نیستید؟ که به‌ اندازۀ‌ کافی لاغر نیستید؟ که مادر بدی هستید؟ آیا این فکر به سرتان زده که لیاقت‌تان همین‌ است که با شما بدرفتاری شود؟ که هیچ ارزشی ندارید و هرگز به ‌جایی نخواهی رسید؟

تمامی این‌ها دروغ است.

دروغ‌هایی که توسط جامعه، رسانه‌ها، خانواده‌هایمان، یا صادقانه بگویم، توسط خود شیطان ساخته شده و تداوم یافته‌اند. این دروغ‌ها برای اعتماد به‌ نفس و توانایی‌های ما خطرناک و ویرانگر هستند. بزرگ‌ترین گناه این دروغ‌ها این است که اصلاً آن‌ها را نمی‌شنویم. ما به‌ ندرت دروغ‌هایی را که دربارۀ خودمان ساخته‌ایم می‌شنویم چون سال‌هاست که آن‌ها با صدای بلند در گوش‌هایمان نجوا می‌شوند و از این‌ رو شنیدنشان تبدیل به امری عادی شده است. حرف‌های نفرت‌انگیزی که هر روز بر سرمان آوار می‌شوند اما متوجه‌شان نمی‌شویم. در کتاب خودت باش دختر در می‌یابیم که تشخیص دروغ‌هایی که در مورد خودمان باور کرده‌ایم کلید تبدیل شدن به نسخۀ بهتری از خودمان است. اگر هم‌ زمان با علم به اینکه بر ناملایمات زندگی‌مان تسلط داریم بتوانیم مرکز اصلی آن‌ها را نیز پیدا کنیم آن‌ وقت است که می‌توانیم به‌درستی مسیرمان را تغییر دهیم.

خودت باش دختر

درباره کتاب خودت باش دختر

سبک نگارش کتاب با آن لحن طنز و گیرا، خواننده را با خود همراه مى‌کند. گاهى مطالب در عین سادگى به حدى جذاب است که احساس مى‌کنید در حال خواندن مطلب یکى از پست‌هاى اینستاگرام نویسنده هستید. موضوعات به شدت با روزمرگى ما گره خورده‌اند و همین سادگى باعث شده تا خواننده با هالیس همگام شود. خنده‌ى از سر آشنایى یا گریه‌ى همدردى، همه در گوشه گوشه‌ى این دویست و خرده‌اى صفحه جا خوش کرده‌اند و منتظرند تا مخاطب را درگیر خودشان کنند.

از سویى، در شروع کتاب بیم آن مى‌رود که هر لحظه مطالب سبک و سیاقِ کتب انگیزشى‌اى را بگیرد که نیمى از افراد جامعه از آن گریزانند. چرا که تنها حس خوب و انگیزه را بدون هیچ زیربناى عملى به مخاطب عرضه مى‌کنند. «تو خیلى خوبى، پس مى‌توانى!» جمله کلیدى غالب این قبیل کتاب‌ها چنین است، اما ریچل هالیس پس از آنکه در هر فصل، با ذکر تجربیاتى از زندگى خود، دروغى را موشکافى مى‌کند، در انتهاى همان فصل حداقل سه روش مناسب براى در هم شکستن وجهه راستى نماى آن دروغ پیشنهاد مى‌کند. این روش‌ها اغلب ساده و کاربردى هستند و هزینه‌اى براى مخاطب به همراه ندارند.

در کل خودت باش دختر کتابى انگیزه‌بخش، دلچسب و دوست داشتنى است براى آنان که مى‌خواهند دست از باور کردن دروغ‌ها بکشند و تبدیل به خود واقعى‌شان شوند. خرید کتاب خودت باش دختر

جملاتی از متن کتاب خودت باش دختر

شادى به اینکه کجا هستى ربطى ندارد، به کسى که هستى مربوط مى‌شود. (خودت باش دختر – صفحه ۲۲)

وقتى واقعا چیزى را بخواهید راهى براى به دست آوردنش پیدا خواهید کرد اما وقتى از ته دل خواستار چیزى نباشید برایش بهانه جور مى‌کنید.  (خودت باش دختر – صفحه ۲۷)

مردم به همان اندازه‌اى به شما احترام مى‌گذارند که به آنها اجازه مى‌دهید. (خودت باش دختر – صفحه ۶۵)

گاهى اوقات تصمیم به تمام کردن یک رابطه، حتى اگر به قیمت شکسته شدن قلبتان تمام شود، بزرگ‌ترین لطف در حق خودتان است. (خودت باش دختر – صفحه ۶۷)

کسى نمى‌تواند به شما بگوید رویایتان چقدر بزرگ است. (خودت باش دختر – صفحه ۷۲)

مادر کامل بودن دروغ است. مادر بى‌عیب و نقص بودن محال است اما مادر خیلى خوب بودن در اکثر اوقات، در واقع امکان پذیر است. (خودت باش دختر – صفحه ۱۱۱)

فقط باید مراقب باشید. نه فقط مراقب فرزندانتان که حتى مراقب خودتان هم باید باشید. اگر خودتان ناراحت باشید و با خود بدرفتارى کنید هرگز نمى‌توانید از فرزندانتان مراقبت کنید و به آنها یاد بدهید چطور خوب و خوشحال باشند. (خودت باش دختر – صفحه ۱۱۲)

معلوم شد زیباترین اتفاقات زندگى‌ام اصلا در لیست «کارهایى که باید انجام بدهم» نبودند. (خودت باش دختر – صفحه ۱۲۶)

واکنشى که به استرستان نشان مى‌دهید آن چیزى است که شما را متفاوت از بقیه مى‌کند. (خودت باش دختر – صفحه ۱۳۵)

اگر به خاطر اتفاقات خوب قدردان گذشته نیستید پس نمى‌توانید تقصیر اتفاقات بد و ناخوشایندى را که در زندگى‌تان مى‌افتد هم گردن گذشته بیندازید. (خودت باش دختر – صفحه ۱۴۳)

به نظرم خلق کردن عالى‌ترین نوع اداى احترام است چون به این باور رسیده‌ام که اشتیاق خلق یک اثر هدیه‌اى از جانب خداوند است. (خودت باش دختر – صفحه ۱۶۸)

کتاب خودت باش دختر

نوشتن دیدگاه

You have to agree to the comment policy.

شما ممکن است از این برچسب ها و خصوصیات HTML استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>